۱۴۰۱ شهریور ۱۱, جمعه

از حاشيه تا متن

 

از حاشيه تا متن

تجربه‌ي دو سال داوري در جشنواره‌ي استاني شعر دفاع مقدس، مرا بر آن داشت تا تحليلي بر كيفيت اشعار اين دو جشنواره بنگارم باشد كه رهگشاي شاعران جوان باشد تا در خلق آثار خويش به كار بندند.

در يك مقايسه‌ي اجمالي در اشعار اين دو جشنواره در مي‌يابيم با آن كه از نظر كمي آمار جشنواره‌ي امسال پايين تر است اما از نظر كيفي تا حدي برتر به نظر مي‌رسد البته اين برتري تنها در شعر فلسطين ديده مي‌شود و در دو موضوع ديگر يعني دفاع مقدس و عاشورايي تحول چشم‌گيري نمايان نيست و در اين راستا با نگاهي دقيق‌تر درمي‌يابيم كه علت برمي‌گردد به جايگاه شاعر در انگيزه‌هاي اين سه موضوع. به نظر مي‌رسد شاعران امروز در فضاي دو موضوع دفاع مقدس و عاشورا در حاشيه قرار دارند و آشنايي آنان با اين دو، تنها آشنايي با ادبيات گذشتگان و به ويژه با ادبيات دهه‌ي 60 بوده و تنها با تقليدي صوري از آن‌ها به سرودن نشسته‌اند. شاعر خود را در متن اين دو حادثه‌ي تاريخي نمي‌بيند كه به احساسي برسد و از آن احساس پلي بزند به پديده‌هاي امروزين و با كشفي تازه به سرايش بپردازد. مضامين گذشتگان را زير و رو مي‌كند و بيشتر با نام پديده‌هاي تكراري چون سنگ ، پلاك ، چفيه ، مهر و تسبيح كه معمولاً در جايگاه رديف در شعر كلاسيك قرار گرفته و با همنشيني قوافي كه آن‌ها هم چندان بديع نيستند به مضاميني كليشه‌اي مي‌رسد حتي در اين راستا نمي‌كوشد از دريچه‌اي تازه نيز به‌اين همنشيني‌ها بنگرد.

اين تكرار نخ‌نما شده بيشتر در آثار كلاسيك مشهود است . در قالب‌هاي نو گهگاهي به بدعت‌هايي زيبا برمي‌خوريم كه البته ويژگي قالب‌هاي كلاسيك بيشترين عامل در اين تكرار ها هستند اما عامل اصلي در هر دو قالب كلاسيك و نو همان در حاشيه قرار داشتن شاعر است زيرا در موضوع فلسطين كه شاعر امروز در متن آن قرار دارد اين آفت كم‌تر ديده مي‌شود چرا كه شاعر در اين زمينه ابتدا به احساس مي‌رسد و پس از آن به فضاي خيال رفته با كشفي تازه مي‌سرايد .

بهتر آن است كه در دو موضوع دفاع مقدس و عاشورا هم شاعران ما دست از آگاهي هاي افواهي بردارند و به متن تاريخ اين دو حادثه بروند، خوشبختانه براي هر دو موضوع منابع بسياري وجود دارد تاريخ عاشورا و حوادث دفاع مقدس كه به قالب‌هاي گوناگون نگاشته شده و با مطالعه‌ي هر يك از اين آثار شاعران جوان مي‌توانند خويشتن را در متن آن بگذارند ، درست همان گونه كه در متن حوادث فلسطين هستند، آنوقت خواهيم ديد كه همان زيبايي‌ها و بدعت‌هايي كه در شعر فلسطين ديده مي‌شود در دو مورد ديگر هم ظاهر خواهد شد.

محمّد مستقيمي (راهي)       

مهرماه 1387           

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خارزار

  خارزار روزی که مزرعه به خدا واگذار شد گابریل کدخدا شد و انباردار شد مایکل امیر کاشت نه، داشت نه، برداشت شد فقط دست خسیس ابر خدا آب...